تبلیغات |
Negah
دوستی : مثل ایستادن روى سیمان خیسه هر چى بیشتر بمونى , رفتنت سخت تر میشه ولى اگه رفتى جای پاهات براى همیشه میمونه
باز باران، با ترانه، می خورد بر بام خانه... خانه ام كو؟ خانه ات كو؟ آن دل دیوانه ات كو؟ روزهای كودكی كو؟ فصل خوب سادگی كو؟ یادت آید روزباران،گردش یك روز دیرین؟ پس چه شد دیگر،كجارفت؟ خاطرات خوب و رنگین، در پس آن كوی بن بست، در دل تو،آرزو هست؟ كودك خوشحال دیروز؟ غرق در غم های امروز، یاد باران رفته از یاد، آرزوها رفته برباد...
نوع مطلب : برچسب ها : من به تو خندیدم چون نمی دانستم تو به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیدی ونمی دانستی باغبان باغچه همسایه ، پدرپیر
من است من به تو خندیدم تا که با خنده ی خود پاسخ عشق تو را خالصانه بدهم بغض چشمان تو لیک، لرزه انداخت به دستان من و سیب دندان زده از دست من افتاد
به خاک دل من گفت برو، چون نمی خواست به خاطر بسپارد گریه تلخ تورا ومن رفتم وهنوز... سالهاست که در ذهن من آرام،آرام حیرت وبغض تو تکرار کنان می دهد
آزارم ومن اندیشه کنان غرق این پندارم که چه می شد ،اگر باغچه کوچک ما سیب نداشت (فروغ
فرخزاد) پاسخ
به این دو شعر از زبان جواد نوروزی دخترک خندید و پسرک ماتش برد ! که به چه دلهره از باغچه ی
همسایه ، سیب را دزدیده باغبان از پی او تند دوید به خیالش می خواست، حرمت باغچه و دختر کم سالش را از پسر پس گیرد! غضب آلود به او غیظی کرد! این وسط من بودم، سیب دندان زده ای که روی خاک
افتادم... من که پیغمبر عشقی معصوم، بین دستان پر از دلهره ی یک
عاشق و لب و دندان ِ تشنه ی کشف و پر از پرسش دختر
بودم و به خاک افتادم چون رسولی ناکام! هر دو را بغض ربود... دخترک رفت ولی زیر لب این را
گفت: " او یقیناً پی معشوق خودش
می آید! " پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه
بود: " مطمئناً که پشیمان شده
بر می گردد! " سالهاست که پوسیده ام آرام آرام
! عشق قربانی مظلوم غرور است
هنوز! جسم من تجزیه شد ساده ولی
ذرّاتم، همه اندیشه کنان غرق در این
پندارند: این جدایی به خدا رابطه با سیب
نداشت...... نوع مطلب : برچسب ها : تو به من خندیدی و نمی دانستی من به چه دلهره از باغچه همسایه سیب را دزدیم باغبان از پی من تند دوید سیب را دست تو دید غضب آلوده به من کرد نگاه سیب دندان زده از دست تو افتاد
به خاک و تو رفتی و هنوز ... سالهاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آزارم و من اندیشه کنان غرق این
پندارم که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت. (حمید مصدق) نوع مطلب : برچسب ها : من که با صاعقه ای می شکنم داس چرا ؟ نوع مطلب : برچسب ها : تو اگه پاییز زردی ![]() واسه من بهار سبزی![]() تو اگه هوای سردی واسه من همیشه گرمی![]() تو اگه ابر سیاهی واسه من ابر بهاری![]() تو اگه دشت گناهی واسه من یه بی گناهی![]() تو اگه غرق نیازی واسه من یه بی نیازی![]() تو اگه رفیق راهی واسه من یه تکیه گاهی![]() تو اگه دلت از سنگه واسه من خیلی قشنگه![]() تو اگه باده پرستی اگه مستی هر چه هستی
نوع مطلب : برچسب ها : |
درباره وبلاگ پیوندهای روزانه نویسندگان آمار وبلاگ کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
|
||